خواب ديدم
كه خورشيد
مثل ماه سفيد
شب هنگام
از پشت بام زندگيم پريد
و
همه اقيانوسهاي بيداريم
محتاج قطره اي از اميد گشته .
خواب مي ديدم
كه ستاره ها
نه !
فانوسكهاي كوچكم
به گمان پيروزي مهتاب
رقص كنان
بربالين مشتاق من آمدند
اما بي خبر
از اين حقيقت غريب
كه من
براي مردن
عمريست انتظار مي كشم. تابستان 79