۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه

كودكي 2

كاش مي شد


چشم باز مي كردم

و زماني ديگر بود

آنگاه كه زرد آلوهاي استخر باغ عمه جان

واي كه چه كيفي داشت !

---- ---

فكر مي كردم

بعد از كودكي

همه چيز بهتر مي شود

اما بار اين من خسته

امانم را بريده ست

و هرروز پيرتر مي شوم.

--- ---- ---

يادم هست

آلو قطره طلايي

با هسته

يا بي هسته !

تنها دغدغه مان بود

كودكي بود

و خوب .

24/11/88

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر