۱۳۸۹ فروردین ۱۸, چهارشنبه

آرام

آرام تر شده ام


به گونه اي كه خودم هم

خودم را

دوست ندارم

سكوتي بي دريغ

صدايي خاموش

و لبخندي محو

كه آن هم زود فراموش مي شود

هنوز اميدوارم

اما خسته

دلم شكسته

و سرما در كوران بودن

بيداد مي كند

نه هياهويي

نه شوقي

خدايا

مرا چه مي شود!



9/12/88

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر