وقتي كه باران بر پنجره مي زد
الاغ همسايه قديمي ما
به ياد خروس خانه مادر بزرگم افتاد
و فريادي از ته دل كشيد
هميشه اين گونه است
پرنده ها زود مي روند
و چها پاها درگير ايستادن مي شوند
29/1/89
الاغ همسايه قديمي ما
به ياد خروس خانه مادر بزرگم افتاد
و فريادي از ته دل كشيد
هميشه اين گونه است
پرنده ها زود مي روند
و چها پاها درگير ايستادن مي شوند
29/1/89
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر