۱۳۸۷ اسفند ۱۰, شنبه

راز

رازي ست درون گرداب اين را پيرمردي خنزر فروش در كوچه اي تنگ ، نشسته بود و به جوي آبي نگاه مي كرد. رازي ست درون اين تاريكي نه اينكه تنها مي ترسم رازي ست درون اعماق ، وقتي پيرمرد راه مي رفت آرام دولا دولا . و فهميدم رازي ست درون گرداب. 21/11/82