تمام راه را كه مي رفتم
نواي گام تو بود
در انديشه شبانه ام
انگار كه ساليان سال
شنيده ام.
از جاده ها هم نپرسيدم
گمان پيروزي
بر من مستولي بود
--
يادت به عشق باد
اي تنها ترانه رسيدن
يادت براي من
سبزينه پوشي ست
كه غربت شبانه ها را
بر باد داده ام
فريادي نيست
يادي نيست
هر چه هست از آن تو
كه در گوشه اي به نام دل
ماوا گرفته اي .
12/10/80
۱۳۸۸ اردیبهشت ۳۱, پنجشنبه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۹, سهشنبه
هيچ
به دور كه مي نگرم
صداي ست از سكوت امروز
نمي خواهم مثل آبگيرهاي خسته
نمي خواهم به هيچ
دل سپار باشم .
به امروز
نگو كه خسته ام
نگو كه بي طاقتم
در بلنداي باهم بودن
هنوز گمانه ها هست
هنوز بايد باور كنم
اما نخواهم خواست ،
آبگيرها تك تك واژه نامه ها را
جعل كرده اند
27/11/80
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۷, یکشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)