پرسه در خاك غريب
پرسه اي بي انتهاست
همنشين ساكتم
زادگاه من كجاست؟
اين تمام بودنم
اين تمام رفتنم
من كه خود جاري شده
در توام يا در تنم ؟
فكر اين پرواز شب
لحظه اي از من رهاست
اين نگاه درياي توست
با من اينك آشناست
پرسه در خاك وطن
پرسه اي بي محتواست
همنشين عاشقم
زادروز من رهاست
شمع يك خاموشيم
مي توانم پر زدن
آتش يك روزيم
مي توانم هم زدن
رفتي در كوچه شب
از لحظه هاي غم زده
من و تو مانديم و خيال
از بهت و فكر ماتم زده
پرسه در خواب بهشت
پرسه اي بي ادعاست
همسفر با اين دلم
زادبوم عشقمان كجاست؟
28/8/88
پرسه اي بي انتهاست
همنشين ساكتم
زادگاه من كجاست؟
اين تمام بودنم
اين تمام رفتنم
من كه خود جاري شده
در توام يا در تنم ؟
فكر اين پرواز شب
لحظه اي از من رهاست
اين نگاه درياي توست
با من اينك آشناست
پرسه در خاك وطن
پرسه اي بي محتواست
همنشين عاشقم
زادروز من رهاست
شمع يك خاموشيم
مي توانم پر زدن
آتش يك روزيم
مي توانم هم زدن
رفتي در كوچه شب
از لحظه هاي غم زده
من و تو مانديم و خيال
از بهت و فكر ماتم زده
پرسه در خواب بهشت
پرسه اي بي ادعاست
همسفر با اين دلم
زادبوم عشقمان كجاست؟
28/8/88