۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

حقيقت

حقيقتي بگو به من


چشماي من خوابه دله

نگاه من به انتظار

وسوسه هام خاك گله



تو باغ آسمون ما

پرنده ها غار غار مي كنند

شبا جغدكاي غريب شهر

تو خواب ما زار زار مي كنند



هميشگي به نور عشق

ترنم خوش دلم

صفاي عاشقي ما

عزيزكم عزيزكم



ببين چه لالايي مي گم

ببين كه آروم مي خونم

زاغاي پير خسته شدند

منم كه از عشق مي خونم



29/1/89



هیچ نظری موجود نیست: