۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

خدا را

براي پسرم كه زود آمد و خيلي زود به بهشت رفت

خدا را


خدا را

مرا چه سخت مي گذرد

اين لحظه ها

در هنگامه رفتن .

خدايا خدايا

مرا چه اميدي بود

پرنوسان

در اذان رسيدن

و يك لحظه شادي

اما ترس پنهاني ست

مرا ،

اين چگونه حكمتي ست

در لابلاي تمام پستي ها

اوجي سربلند نهفته اي

كه مثل هميشه زندگي

من كوچك

آن را

نمي فهمم

و تو را

در كوچه پس كوچه هاي زنده بودن

جستجو مي كنم

وقتي كه گم گشته ام.

10/10/88


هیچ نظری موجود نیست: