طوفاني ست
گذر خواهم كرد
هرچند ضعيف و خسته !
آغوش دلنشين ات را
فراموش نكرده ام
هرچند كه آغوشي بود
كه نيست
و رفت.
غوغايي ست دست نيافتني
من مبهوت نيستم
گيجي ام
به انتها رسيده است
در آرزوي رسيدني بوديم
كه انگار حقمان نبود!
كه لياقتي ست
پشت اين دادنها !
گوش مي كني ؟
با توام
درون بي انزواي من
ياد مي گيري ؟
رنج نهفته بي انتهاي من
--
همين بود
انگار حقيقتي ست
كه سالها مي دانستي
اما باور نمي كردي
روياي درونت را
و اين حكايت بايد
پاياني داشته باشد
حتما دلنشين.
25/10/88
گذر خواهم كرد
هرچند ضعيف و خسته !
آغوش دلنشين ات را
فراموش نكرده ام
هرچند كه آغوشي بود
كه نيست
و رفت.
غوغايي ست دست نيافتني
من مبهوت نيستم
گيجي ام
به انتها رسيده است
در آرزوي رسيدني بوديم
كه انگار حقمان نبود!
كه لياقتي ست
پشت اين دادنها !
گوش مي كني ؟
با توام
درون بي انزواي من
ياد مي گيري ؟
رنج نهفته بي انتهاي من
--
همين بود
انگار حقيقتي ست
كه سالها مي دانستي
اما باور نمي كردي
روياي درونت را
و اين حكايت بايد
پاياني داشته باشد
حتما دلنشين.
25/10/88
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر