۱۳۸۷ اسفند ۲۴, شنبه

ترانه زندگي

سپيده دمان برف بر دلها خواهد نشست و اين زورق نداري ما در گوشه اي از پيدايي آرام خواهد گرفت. ديگر سوزي و سازي بر لنگر پيچ خورده ما بي تاثير است . ما مست و ديوانه ايم از فقري كه چون ليلي در برمان گرفته و اين حكايتي ست ناجوانمردانه كه مردانه هميشه با ماست.