۱۳۸۷ اسفند ۱۲, دوشنبه

كمك

دلم گرفته و خواندن اين نوشته به من امان مي دهد.
ماجراي نيكو و همسرش و اتفاقهاي پيرامون خودم.
خدايا كمكمان كن
تو مي داني چه مي گويم.
براي رسيدن گام تازه اي مي خواهم خدايا هراسم را بگير نگاهم را به اعماقت نفوذ دار مرا از ياد بيم ها بپرهيزان من مشتاق نورم. 18/82/8