۱۳۸۷ اسفند ۲۴, شنبه

سر در گم

وقتي كه پرناز و زيبا تويي يك ستاره سبز تو ازاون ترانه خوندي واسه پرنده هامون وقتي كه غزل نخشكيد توي خواب بي ستاره تو از اون ترانه گفتي واسه ستاره هامون شب من از تو جدا نيست تن من سكوت روياست براي ستاره زيباست واسه غريبه هامون اي شب از تو پركشيده عشق با تو سربريده من خود ترانه بودم واسه پرنده هامون از تو رويا نگفتم توي باغ دل پريده من پر از ترانه بودم واسه دنيايي هامون تو شب پر از طلوعي من همون خزون مهتاب تو نگاه سبز و روشن واسه شاپركهامون تو رو با خود مي شناختم تو رو با رويا مي ساختم تو رو از ترانه چيدم واسه خاطره هامون