۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

پنجره

برف مي باريد
من پشت پنجره التماس مي كردم
كه سردم نيست .
 --
 باران تگرگ وار مي زد
من پشت پنجره دعا مي كردم
 كه تشنه ام نيست.
 ---
تيرهاي خورشيد
من پشت پنجره صدا مي كردم
كه گرمم نيست
 ... . 11/6/88