۱۳۸۸ دی ۲۰, یکشنبه

لبخند2

من لبخند مي زنم


او بغض مي كند

ما مي خنديم

او هم لبخند مي زند

چه بازي سختي را شروع كرده ايم

من مي برم ؟

يا ما شكست مي خوريم؟

و تو شايد لبخند مي زني ؟

من

ما

اين بازي به خدا جذاب نيست !

خدايا

اصلا لذت بخش نيست !

به چه قيمتي ؟

به قيمت ساختن ما؟

نه !

به تو قسم مي خورم

كه افتخاري نيست

ادعايي نيست

ما

هميشه بازنده ايم !

چون زنده ايم

واين بازي

هميشه

ادامه خواهد داشت.

12/10/88


هیچ نظری موجود نیست: