۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه

كودكي

گريه ام گرفته


به ياد دوراني كه

كودكي و كارنامه اي بود،

مي خندم

به ياد دوراني كه

ماشين بازي بود،

گريه ام و خنده ام !

مي بيني چقدر از امروز دور شده ام

دور شده ام.

گم شده ام.

و اين انگار حالاي زندگي ست .

---

ماجراي من و سوداي كودكي !

25/10/88

هیچ نظری موجود نیست: