۱۳۸۸ فروردین ۱۷, دوشنبه

شب

ترانه اي ديگر! وقت بهاره سكوت كن صداي بيشه زاره تنت خسته ست مي دونم اما دلت بهاره وقتي تو كوچه هاي بارون با ناز و گل مي شيني چشمات ستاره مي شه وقتي تو شب مي خوني حالا بگو كجايي همراز شب با بارون دلم هجرت تازه مي خواد مثل پرستوهامون وقت رسيدنت شد سكوت شب رو بشكن بهار مي خواد بمونه طلسم خوابو بشكن