درچارچوب يك تنگه
درميانه دشت رفت و بي برگشت
بدون هيچ نشانه اي
از تو
از راهنماي شب.
كورمال كورمال
به عشق تك اشارتي از باد
و نسيم خاموش صبحگاهي.
-
چگونه آرام مي ماني
و قلب تپنده ات
به خشكيدن عادت مي كند؟
وقتي كه من
آري من
همان استقامت سرو تهي
آرام آرام
پوچ و باطل مي شوم
بي هيچ اراده اي.