۱۳۸۸ فروردین ۱۸, سه‌شنبه

قصه

ديگه اين رقابت با جنتي عطايي هم معني خاصي داره ! دل پرحكايت شب غربت و خانه دنيا قصه تلخ سياهي لحظه هاي موج دريا با تو اينك چاره اي نيست جز سكوت و لحظه خواب با تو اينك فرصتي نيست جز دويدن سوي يك قاب ( جز گريز از عكس مرداب ) من كشيدم روي ديوار عكسي از جدول فردا تو كشيدي عكس مرداب توي ساحل پيش دريا ( در حضور چشم دريا ) تو همون خواب هميشه لحظه هات جدول خالي من همون ياد غريبه لحظه هام قاب خيالي با من اينك قصه اي نيست جز صعود از شك و ترديد از قفس رفتن به كوچه قابها را ديد و بوسيد دل پرحكايت من جدول سياه دنيا قصه فرصت ديگر تو بگو حتي به رويا خرداد80